cheese (2)
معنی کامل و مثالها
/chēz/n.
● (از ریشهی فارسی: چیز - خودمانی) آدم یا چیز مهم
he's a big cheese
خیلی خرش میره.
/chēz/n.
● (از ریشهی فارسی: چیز - خودمانی) آدم یا چیز مهم
he's a big cheese
خیلی خرش میره.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن