دیکشنری فارسی

cheese (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/chēz/vi.

● (خودمانی)

● دست برداشتن، ول کردن

cheese it!

ولم کن بابا!

● فرار کردن، فلنگ را بستن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن