دیکشنری فارسی

cheesy

UKtʃiːsiː US'tʃi:zı

معنی فارسی

پنيري شيک

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/adj.

● پنیر مانند، پنیری، پنیرسان

it has a cheesy taste

مزه‌ی پنیر مانندی دارد.

● (امریکا - خودمانی) بد، بنجل، از نوع پست، هکف

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of very poor quality; flimsy

مترادف‌ها

adjective
Caseous, cheese like, of the nature of cheese.

واژه‌های دیگر با معنی «پنيري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن