chest set معنی فارسی جعبه صندوق جعبه ابزار سينه بند واژههای دیگر با معنی «جعبه» box جعبه، قوطي، صندوق boxful جعبه، قوطي، صندوق incasement جعبه، لفاف، محفظه cist جعبه boxlike جعبه اي، بشکل صندوق يا جعبه . gun bag جعبه توپ، کيسه وسايل توپ terminal box جعبه کلم، جعبه ترمينال breakout box جعبه قطع colour-box جعبه رنگ goal box جعبه هدف