دیکشنری فارسی

chested

US'tʃestəd

معنی فارسی

صندوق يا سينه دار.

معنی کامل و مثال‌ها

/-id/adj.

● دارای سینه بخصوص

a red-chested bird

پرنده‌ی سینه سرخ

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن