دیکشنری فارسی

chiasma

معنی فارسی

تقاطع اعصاب بينايي در هيپوتالاموس مغز

نقطه ي تلاقي دو کروموزوم

هر فرآيند يا عمل متقاطع

معنی کامل و مثال‌ها

/kī az´mǝ/n., pl.

● (اعصاب) تقاطع اعصاب بینایی در هیپوتالاموس مغز، کیاسما

● (زیست شناسی - در هنگام میوز) نقطه‌ی تلاقی دو کروموزوم (یا رنگین تن)

● هر فرآیند یا عمل متقاطع (یا چلیپایی)

تعریف انگلیسی

noun
  1. an intersection or crossing of two tracts in the form of the letter X

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن