chiasma
معنی فارسی
تقاطع اعصاب بينايي در هيپوتالاموس مغز
نقطه ي تلاقي دو کروموزوم
هر فرآيند يا عمل متقاطع
معنی کامل و مثالها
/kī az´mǝ/n., pl.
● (اعصاب) تقاطع اعصاب بینایی در هیپوتالاموس مغز، کیاسما
● (زیست شناسی - در هنگام میوز) نقطهی تلاقی دو کروموزوم (یا رنگین تن)
● هر فرآیند یا عمل متقاطع (یا چلیپایی)
تعریف انگلیسی
noun
- an intersection or crossing of two tracts in the form of the letter X