دیکشنری فارسی

chicanery

UKʃikeinəriː USʃı'keınərı

معنی فارسی

حيله بازي ضدگويي سفسطه

معنی کامل و مثال‌ها

/shi kān´ǝrē/n., pl.

زبان‌بازی، (با حرف) گول زدن، مغلطه (به ویژه در کارهای حقوق و قضایی)، گول، فند

this lawyer is a master of chicanery

این وکیل استاد مغلطه است.

مترادف‌ها

noun
Trickery, duplicity, chicane, sophistry, sophistication, deception, intrigue, intriguing, wire pulling, stratagems, wiles, tergiversation.

واژه‌های دیگر با معنی «حيله بازي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن