دیکشنری فارسی

chicken Kiev

معنی کامل و مثال‌ها

/kē ev´, kē´ev´/

● (خوراکپزی) مرغ کی‌یف (سینه‌ی بی استخوان مرغ که نازک نازک بریده شده و در کره و سبزی‌های معطر و خشک خوابانده شده و سرخ می‌شود و با برنج سرو می‌گردد)

تعریف انگلیسی

noun
  1. pounded chicken cutlets rolled around butter (that has been seasoned with herbs) and then covered with crumbs and fried

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن