دیکشنری فارسی

chicken-fried

معنی کامل و مثال‌ها

/-frīd´/adj.

● (خوراکپزی) سرخ کرده و دارای لایه‌ای از خمیر سرخ کرده (مانند مرغ سوخاری)

chicken-fried steak

گوشت گاو سوخاری (سرخ کرده)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن