دیکشنری فارسی

chief army censor

معنی فارسی

افسر ناظر فرماندهي عمليات مشترک نيروي

زميني

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن