دیکشنری فارسی

chili

UKtʃiliː US'tʃılı

معنی فارسی

فلفل قرمز ، چيلي

انواع فلفلهاي امريکايي که در آشپزي

مکزيکي

به کار ميرود

فلفل قرمز خشک کرده

معنی کامل و مثال‌ها

/chil´ē/n., pl.

● (گیاه شناسی) فلفل قرمز (Capsicum frutescens به ویژه نوعی به نام longum که بسیار تند است ـ بومی نواحی حاره‌ای امریکا)، چیلی

● انواع فلفل‌های امریکایی که در آشپزی مکزیکی به کار می‌رود

● فلفل قرمز خشک کرده (که بسیار تند است)

● carne chili con

ریشه و کاربرد

ریشه

The term 'chili' is derived from the Spanish word 'chile', which refers to chili peppers.

مثال

  • I love eating chili on a cold winter day.
  • The chili at this restaurant is really spicy.
  • Do you prefer chili with or without beans?

تعریف انگلیسی

noun
  1. ground beef and chili peppers or chili powder often with tomatoes and kidney beans
  2. very hot and finely tapering pepper of special pungency “Substance Holonyms: chili powder”

واژه‌های دیگر با معنی «فلفل قرمز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن