دیکشنری فارسی

chimney

UKtʃimniː US'tʃımnı

معنی فارسی

دودکش لوله در رو

معنی کامل و مثال‌ها

/chim´nē/n., pl.

دودکش، دود آهنج (بیشتر در مورد دودکش خانه و ساختمان به کار می‌رود - دودکش کارخانه را به ویژه در امریکا می‌گویند: smokestack)، دود منار، دود هنج، تنوره، بخارکش، در رو

flames and sparks were flying up the chimney

شعله و جرقه از دودکش بخاری بالا می‌رفت.

the chimney of the house could be seen from afar

دودکش خانه از دور پیدا بود.

(در چراغ‌های نفتی و پیه‌سوز) حباب، لوله‌ی لامپا

هر چیز دودکش مانند، (به ویژه) بریدگی یا ترک ژرف در سطح صخره یا کوه، کوه دره، (کوه آتشفشان) کوره، مخرج، هواکش، دهانه، (معدن) رگه‌ی سنگ معدنی یا زغال سنگ که عمود بر سطح زمین باشد، ستون رگه

(محلی) اجاق، کاشانه

(انگلیس) رجوع شود به: smokestack

* chimney breast

(انگلیس) برآمدگی دیوار در اطراف بخاری چوب سوز دیواری (یا شومینه)، سینه‌ی بخاری

* chimney cap

کلاهک سر دودکش

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English chimenei, from Old French cheminee, from Late Latin caminata.

مثال

  • The chimney needs to be cleaned before we start using the fireplace.
  • Smoke was billowing out of the chimney.
  • He climbed onto the roof to inspect the chimney.

ترکیب‌های رایج

Tall chimney Brick chimney Chimney sweep Chimney stack Chimney pot

تعریف انگلیسی

noun
  1. a vertical flue that provides a path through which smoke from a fire is carried away through the wall or roof of a building
  2. a glass flue surrounding the wick of an oil lamp

واژه‌های دیگر با معنی «دودکش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن