chine (1)
معنی کامل و مثالها
/chīn/n., vt.
● (کالبد شناسی) استخوان کمر، ستون پشت (یا فقرات)، مهرههای پشت
● (قصابی) مازه، پشت مازو، گوشت با بخشی از استخوان پشت، گوشت راسته بریدن
● شیار، شکاف
● برجستگی ته قایق
/chīn/n., vt.
● (کالبد شناسی) استخوان کمر، ستون پشت (یا فقرات)، مهرههای پشت
● (قصابی) مازه، پشت مازو، گوشت با بخشی از استخوان پشت، گوشت راسته بریدن
● شیار، شکاف
● برجستگی ته قایق
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن