chink (2)
معنی کامل و مثالها
/chiŋk/n., vi., vt.
● جرنگ (مثل صدای به هم خوردن سکه و غیره)
● جرنگ کردن، ترنگیدن
empty bottles chinked in the sack
بطریهای خالی در کیسه جرنگ جرنگ میکردند.
● (قدیمی - خودمانی) سکه، پول خرد، نقدینه
● صدای تلق کردن، به تلق تلق انداختن