دیکشنری فارسی

chink (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/chiŋk/n., vi., vt.

● جرنگ (مثل صدای به هم خوردن سکه و غیره)

● جرنگ کردن، ترنگیدن

empty bottles chinked in the sack

بطری‌های خالی در کیسه جرنگ جرنگ می‌کردند.

● (قدیمی - خودمانی) سکه، پول خرد، نقدینه

● صدای تلق کردن، به تلق تلق انداختن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن