chippy or chippie
معنی کامل و مثالها
/chip´ē/n., pl.
● رجوع شود به: chipping sparrow
● رجوع شود به: chipmunk
● (امریکا - عامیانه) زن هرجایی، زن نانجیب، بدکاره
/chip´ē/n., pl.
● رجوع شود به: chipping sparrow
● رجوع شود به: chipmunk
● (امریکا - عامیانه) زن هرجایی، زن نانجیب، بدکاره
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن