دیکشنری فارسی

chippy or chippie

معنی کامل و مثال‌ها

/chip´ē/n., pl.

● رجوع شود به: chipping sparrow

● رجوع شود به: chipmunk

● (امریکا - عامیانه) زن هرجایی، زن نانجیب، بدکاره

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن