chisel marking fine lines معنی فارسی پرداز واژههای دیگر با معنی «پرداز» hachure پرداز multiprocessor چند پرداز، چند پردازنده language processor زبان پرداز، پردازشگر زبان symbolizer نشان پرداز، نمادگر. data processor داده پرداز word processor کلمه پرداز parallel processor موازي پرداز، پردازنده موازي. theoretician نظريه پرداز، تئوريسين rimer OR rhymer قافيه پرداز wordmonger کلمه پرداز.