دیکشنری فارسی

chivy or chivvy

معنی کامل و مثال‌ها

/chiv´ē/n., pl.

● (انگلیس) شکار، تعقیب، دنبال‌روی، شکار کردن، تعقیب کردن

● معذب کردن، سر به سر گذاشتن، نق زدن

● رجوع شود به: manipulate

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن