chomp
UKkɔmp
UStʃɔmp
معنی فارسی
رجوع شود به champ
گاز گرفتن، با صدا جويدن، قرچ قرچ کردن
صداي جويدن، ملچ ملچ، قرچ قرچ
معنی کامل و مثالها
/chämp/vt., vi., n.
● رجوع شود به: champ
● (با حالت عصبی مرتبا) گاز گرفتن، با صدا جویدن، قرچ قرچ کردن
he chomped on his cigar
مرتبا ته سیگارش را میجوید.
● صدای جویدن، ملچ ملچ، قرچ قرچ
a dog's chomp when eating a bone
صدای قرچ قرچ سگ هنگام خوردن استخوان