دیکشنری فارسی

chomp

UKkɔmp UStʃɔmp

معنی فارسی

رجوع شود به champ

گاز گرفتن، با صدا جويدن، قرچ قرچ کردن

صداي جويدن، ملچ ملچ، قرچ قرچ

معنی کامل و مثال‌ها

/chämp/vt., vi., n.

● رجوع شود به: champ

● (با حالت عصبی مرتبا) گاز گرفتن، با صدا جویدن، قرچ قرچ کردن

he chomped on his cigar

مرتبا ته سیگارش را می‌جوید.

● صدای جویدن، ملچ ملچ، قرچ قرچ

a dog's chomp when eating a bone

صدای قرچ قرچ سگ هنگام خوردن استخوان

تعریف انگلیسی

verb
  1. the act of gripping or chewing off with the teeth and jaws
  2. chew noisily “The boy chomped his sandwich” “Somebody ----s” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «رجوع شود به champ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن