دیکشنری فارسی

chomp

UKkɔmp UStʃɔmp

معنی فارسی

رجوع شود به champ

گاز گرفتن، با صدا جويدن، قرچ قرچ کردن

صداي جويدن، ملچ ملچ، قرچ قرچ

معنی کامل و مثال‌ها

/chämp/vt., vi., n.

رجوع شود به: champ

(با حالت عصبی مرتبا) گاز گرفتن، با صدا جویدن، قرچ قرچ کردن

he chomped on his cigar

مرتبا ته سیگارش را می‌جوید.

صدای جویدن، ملچ ملچ، قرچ قرچ

a dog's chomp when eating a bone

صدای قرچ قرچ سگ هنگام خوردن استخوان

واژه‌های دیگر با معنی «رجوع شود به champ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن