دیکشنری فارسی

choosy or choosey

معنی کامل و مثال‌ها

/chōō´zē/adj.

● مشکل پسند، کسی که در گزین کردن خیلی دقت و تردید می‌کند، فس فسی

she is so choosy that she has already turned down five suitors

او آن قدر مشکل‌پسند است که تاکنون پنج خواستگار را رد کرده است.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن