دیکشنری فارسی

chop (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/chäp/vi.

● ناگهان جهت عوض کردن (مانند باد)، ناگهان تغییر جهت دادن یا دگر سو شدن

* chop and change

مرتبا تغییر عقیده یا روش دادن، متلون بودن

his repeated chopping and changing has confused me

تغییر مشی مکرر او مرا گیج کرده است.

* chop logic

(روی جزئیات) بحث و مداقه کردن، روی چیزهای کم اهمیت استدلال و صرف وقت کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن