chop (3)
معنی کامل و مثالها
/chäp/vi.
● ناگهان جهت عوض کردن (مانند باد)، ناگهان تغییر جهت دادن یا دگر سو شدن
* chop and change
مرتبا تغییر عقیده یا روش دادن، متلون بودن
his repeated chopping and changing has confused me
تغییر مشی مکرر او مرا گیج کرده است.
* chop logic
(روی جزئیات) بحث و مداقه کردن، روی چیزهای کم اهمیت استدلال و صرف وقت کردن