دیکشنری فارسی

choppy (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/adj.

● متلاطم، پر موج، دارای موج‌های کوتاه و درهم شکسته (مثل سطح برخی دریاها)

today the lake is choppier than ever

امروز دریاچه متلاطم‌تر از همیشه است.

● گره گره (حرکت کردن)، دارای حرکات ناگهانی و منقطع بودن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن