chromato-
معنی کامل و مثالها
/krō´mǝ tō, krō mat´ǝ/
● پیشوند:
● رنگ، فام، رنگیزگی [chromatography]
● کروماتین [chromatolysis] (پیش از حرف صدادار میشود: chromat-)
/krō´mǝ tō, krō mat´ǝ/
● پیشوند:
● رنگ، فام، رنگیزگی [chromatography]
● کروماتین [chromatolysis] (پیش از حرف صدادار میشود: chromat-)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن