دیکشنری فارسی

chromatograph

معنی فارسی

از هم مجزا کردن، رنگنگاري کردن

تصوير رنگنگاري شده

معنی کامل و مثال‌ها

/-graf´/vt., n.

(شیمی از راه رنگ‌نگاری) از هم مجزا کردن، رنگ‌نگاری کردن، تصویر رنگ‌نگاری شده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن