chromous
معنی فارسی
وابسته به يا داراي کروم دو ظرفيتي، کرومي،
کروميمي
معنی کامل و مثالها
/krō´mǝs/adj.
● (شیمی) وابسته به یا دارای کروم دو ظرفیتی، کرومی، کرومیمی
وابسته به يا داراي کروم دو ظرفيتي، کرومي،
کروميمي
/krō´mǝs/adj.
● (شیمی) وابسته به یا دارای کروم دو ظرفیتی، کرومی، کرومیمی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن