chronometer
UKkrənɔmitər
معنی فارسی
يکجورساعت دقيق که گرما وسرما دران اثرنميکند
معنی کامل و مثالها
/-näm´ǝt ǝr/n.
● (ساعت بسیار دقیق برای زمان سنجی مسابقات و تجربیات علمی و غیره) گاهسنج، زمانسنج، ثانیه شمار، گاهنگار، کرونومتر
تعریف انگلیسی
noun
- an accurate clock (especially used in navigation)
مترادفها
noun
Time keeper, time piece.