دیکشنری فارسی

chronometric

UKkrənəmetrik

معنی فارسی

وابسته به گاه سنجي يا گاه نگاري يا

گاهشماري

معنی کامل و مثال‌ها

/krän´ǝ me´trik/adj.

● وابسته به گاه‌سنجی یا گاه‌نگاری یا گاهشماری (chronometrical هم می‌گویند)

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به گاه سنجي يا گاه نگاري يا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن