دیکشنری فارسی

chuck (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/chuk/n.

● (قصابی) شقه‌ی گوشت گاو (از گردن یا شانه یا چند دنده‌ی بالا)

chuck roast

گوشت گاو پخته

● (مکانیک و تراشکاری) قالب تراش، سر نظام (مته)، تیرک، سر مته، مرغک، صفحه‌ی نظام (ماشین تراش)، نگهدار، گیره‌ی سرنظام

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن