chum (1)
معنی کامل و مثالها
/chum/n., vi.
● (در اصل) هم اتاق، هم اتاق شدن یا بودن، هم خوابگاه
● دوست صمیمی، همقران، دوست جون جونی
Morteza Anwari is one of my old chums
مرتضی انواری یکی از دوستان نزدیک و قدیمی من است.
● دوست صمیمی بودن (معمولا با: up)، خیلی گرم گرفتن با
he used to chum up with athletes
او با ورزشکارها خیلی گرم میگرفت.