دیکشنری فارسی

churchwoman

UKtʃəːtʃwumən

معنی فارسی

زني که عضو کليسا باشد،

فعال در امور کليسا

معنی کامل و مثال‌ها

/-woom´ǝn/n., pl.

زنی که عضو کلیسا باشد، (زن) فعال در امور کلیسا

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن