دیکشنری فارسی

cinder

UKsindər US'sındə

معنی فارسی

زغال افروخته نيمسوز اتش بي شعله زغال نيم سوز خاکستر خاکستر کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/sin´dǝr/n., vt.

● (در کوره‌ی فلزکاری) تفاله‌ی سنگ معدنی، سرباره‌ی کوره‌ی بلند، روباره، سرباره

● (آتشفشان) گدازه‌ی سفت شده، سخت‌گدازه، زغاله

● (چوب یا زغال و غیره) نیم‌سوز، سوخته (ولی خاکستر نشده)

● (در آتش خاموش و غیره) ذرات نیم‌سوخته، خاکه

● زغال سوزان (ولی بدون شعله)، زغال گرفته، زغال سرخ

● (در جمع) خاکستر، خاکستر زغال یا چوب

● (نادر) نیمسوز کردن، خاکستر کردن، زغال کردن

● (با زغال و چوب نیم‌سوز) پوشاندن

* burn to a cinder

سوزاندن و سیاه یا زغال کردن، (غذا را) سوزاندن

Fatima burned the food to a cinder

فاطمه خوراک را سوزاند (زغال کرد).

ریشه و کاربرد

ریشه

From Old English 'sinder' meaning 'slag', from Proto-Germanic 'sindraz'.

مثال

  • A cinder from the fire landed on the rug.
  • She picked up a cinder from the fireplace.
  • The cinder was still warm to the touch.

ترکیب‌های رایج

Burn to a cinder Warm cinder Toss a cinder

تعریف انگلیسی

noun
  1. a fragment of incombustible matter left after a wood or coal or charcoal fire

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن