دیکشنری فارسی

cinnamic

معنی فارسی

وابسته به دارچين، دارچين دار، دارچيني

وابسته به اسيد سيناميک

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ nam´ik/adj.

● وابسته به دارچین، دارچین دار، دارچینی

● وابسته به اسید سینامیک (CH.COOH:C6H5.CH)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن