دیکشنری فارسی

cinquefoil

معنی فارسی

پنج انگشت

معنی کامل و مثال‌ها

/siŋk´foil´/n.

(گیاه شناسی) گل پنج انگشت، پنجه برگ (جنس Potentilla از خانواده‌ی rose)

(معماری) طرح گردی که از پنج قوس تشکیل شده است، پنج پرهون، پنج چنبر

تعریف انگلیسی

noun
  1. any of a numerous plants grown for their five-petaled flowers; abundant in temperate regions; alleged to have medicinal properties
  2. an ornamental carving consisting of five arcs arranged in a circle

واژه‌های دیگر با معنی «پنج انگشت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن