cipher key معنی فارسی کليد رمز واژههای دیگر با معنی «کليد رمز» cryptodate کليد تاريخ رمز، تاريخ استفاده از کليد رمز key list فهرست کليد رمز، ليست کليدهاي رمز literal key کليد رمز حروفي data break تاريخ تعويض کليد رمز one time pad صفحات کليد رمز يک رويه running key کليد جاري رمز يا دفترچه جاري کليد رمز repeating key روش رمزي که همراه با تکرار يک کليد رمز، مي باشد single transposition نوعي تبديل به رمز که فقط از يک نوع کليد، رمز استفاده مي شود one time tape نوار يک لبه، نوار يک رويه کليد رمز code panel رمز ارتباطات در عمليات هوايي و زميني، کليد رمز ارتباطات در عمليات هوايي و، زميني