دیکشنری فارسی

circuit breaker

UKsəːkitbreikər

معنی فارسی

مدارشکن

معنی کامل و مثال‌ها

● (برق) مدار شکن، گشتراه شکن (دستگاهی که خود به خود جریان را قطع می‌کند مثلا هنگام قوی شدن بیش از حد جریان برق)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a device that trips like a switch and opens the circuit when overloaded

واژه‌های دیگر با معنی «مدارشکن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن