circumambulate
معنی فارسی
دور (چيزي) گرديدن طواف کردن
معنی کامل و مثالها
/-am´byōō lāt´/vt., vi.
● پیادهروی کردن، (دور چیزی)گشتن، طواف کردن
دور (چيزي) گرديدن طواف کردن
/-am´byōō lāt´/vt., vi.
● پیادهروی کردن، (دور چیزی)گشتن، طواف کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن