دیکشنری فارسی

circumambulate

معنی فارسی

دور (چيزي) گرديدن طواف کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-am´byōō lāt´/vt., vi.

پیاده‌روی کردن، (دور چیزی)گشتن، طواف کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن