دیکشنری فارسی

circumstantial evidence

UKsəːkəmstænʃlevidəns

معنی فارسی

قراين

معنی کامل و مثال‌ها

● (حقوق) شواهد فرعی، اماره، اماره‌ی اتفاقی

تعریف انگلیسی

noun
  1. evidence providing only a basis for inference about the fact in dispute

واژه‌های دیگر با معنی «قراين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن