cirrose
معنی فارسی
مژه دار، تاژک دار، مضرس، دندانه دار.
وابسته به ابر سيروس
معنی کامل و مثالها
/sir´ōs´/adj.
● (گیاه شناسی) مژکدار، پیچکدار، مژکسان، ویرهدار، آویزدار
● (هواشناسی) وابسته به ابر سیروس (cirrous هم میگویند)
مژه دار، تاژک دار، مضرس، دندانه دار.
وابسته به ابر سيروس
/sir´ōs´/adj.
● (گیاه شناسی) مژکدار، پیچکدار، مژکسان، ویرهدار، آویزدار
● (هواشناسی) وابسته به ابر سیروس (cirrous هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن