دیکشنری فارسی

citrine

معنی فارسی

ليمويي (رنگ)

معنی کامل و مثال‌ها

/-trin, -trēn´/adj., n.

● وابسته به رنگ زرد

● زرد لیمویی

● کوارتز لیمویی رنگ (از سنگ‌های نیمه بهادار)

تعریف انگلیسی

noun
  1. semiprecious yellow quartz resembling topaz

واژه‌های دیگر با معنی «ليمويي (رنگ)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن