civic centre معنی فارسی مرکز شهر ميانگاه شهر واژههای دیگر با معنی «مرکز شهر» central city مرکز شهر، شهر مرکزي downtown مرکز تجارت شهر، قسمت مرکزي شهر.، مرکز شهر Leicester شهر لستر در مرکز انگليس، گوسفند لستر hollywood شهر هاليوود مرکز صنعت سينماي امريکا. Hawaii ايالت هاوايي که مرکز آن شهر هانولولو است، جزيره ي هاوايي Boeotia ناحيه ي بيوشا، ناحيه اي که مرکز آن شهر تيب بود Estremadura استان استرمادورا، بخشي از پرتغال غربي که مرکز آن شهر، ليسبون است uptown بالاي شهر، واقع در محلات شمال شهر.، مرکز شهر cosmopolis جهانشهر، شهر بين المللي، مرکز تجمع نژادهاي مختلف. metropolis پايتخت، شهر عمده متران نشين، مرکز کار