پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
civilian preparedness for war
معنی فارسی
بسيج غيرنظاميان
آماده کردن مردم براي جنگ
آمادگي غيرنظاميان
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن