دیکشنری فارسی

clairvoyance

UKklɛəvɔiəns USklɛə'vɔıəns

معنی فارسی

روشن بيني بصيرت بينايي

معنی کامل و مثال‌ها

/kler voi´ǝns/n.

غیب‌بینی، نهان بینی

ژرف نگری، روشن‌بینی، روشن ضمیری

مترادف‌ها

noun
Seeing without eyes, seeing in a mesmeric state, trance vision.

واژه‌های دیگر با معنی «روشن بيني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن