دیکشنری فارسی

clamp (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/klamp/n., vi.

● صدای پا، کرپ کرپ

the clamp of soldiers parading in the street

صدای کرپ کرپ رژه‌ی سربازان در خیابان

● صدای پا ایجاد کردن، کرپ کرپ کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن