clamp (2)
معنی کامل و مثالها
/klamp/n., vi.
● صدای پا، کرپ کرپ
the clamp of soldiers parading in the street
صدای کرپ کرپ رژهی سربازان در خیابان
● صدای پا ایجاد کردن، کرپ کرپ کردن
/klamp/n., vi.
● صدای پا، کرپ کرپ
the clamp of soldiers parading in the street
صدای کرپ کرپ رژهی سربازان در خیابان
● صدای پا ایجاد کردن، کرپ کرپ کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن