clamping tool معنی فارسی قيد و بست واژههای دیگر با معنی «قيد و بست» clamp coupling قيد و بست clamping fixture وسايل قيد و بست، گيره، مهار کننده clamping device وسايل قيد و بست gagger فريب دهنده، شوخي کننده، بذله گو.