دیکشنری فارسی

claque

معنی فارسی

دسته اي که (درنمايشگاه) پول گرفته اند دست

بزنند

معنی کامل و مثال‌ها

/klak/n.

● کسانی که به آنها پول داده می‌شود تا به نمایش (و غیره) رفته و کف بزنند و تحسین کنند

● دسته‌ی تحسین کنندگان، بادمجان دور قاب چین‌ها

ریشه و کاربرد

ریشه

Mid 19th century: French, literally 'clap'.

مثال

  • The comedian was so unpopular he had to hire a claque.
  • The politician's claque was very vocal at the rally.
  • The opera singer was surprised to see a claque in the audience.

ترکیب‌های رایج

Hire a claque Vocal claque Paid claque Supportive claque

تعریف انگلیسی

noun
  1. a group of followers hired to applaud at a performance

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن