دیکشنری فارسی

class a agent officer

معنی فارسی

افسر عامل پرداخت حقوق و جيره نقدي

افسر عامل

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن