دیکشنری فارسی

clave (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/klä´vā´/n.

● (موسیقی)

● هر یک از دو چوب تو خالی و استوانه‌ای شکل که وقتی به هم زده می‌شوند صدایی ژرف و پر طنین ایجاد می‌کنند، کلاو (معمولا به صورت جمع به کار می‌رود)

● آهنگ دو ضربی و سپس سه ضربی (که در رقص‌های امریکای لاتین توسط کلاو نواخته می‌شود)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن