دیکشنری فارسی

claviform

معنی فارسی

گرزي چماقي

معنی کامل و مثال‌ها

/klav´ǝ fôrm´/adj.

● رجوع شود به: clavate

مترادف‌ها

adjective
(Botany) Clavate, clavated, club shaped.

واژه‌های دیگر با معنی «گرزي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن