cleanlimbed معنی فارسی خوش هيکل خوش قواره خوش اندام معنی کامل و مثالها /-limd´/adj.● خوش هیکل، خوش قواره، خوش اندام واژههای دیگر با معنی «خوش هيکل» bouncing خوش هيکل، چاق وچله، فربه وخوبروي buxom خوش هيکل، چاق وچله، شوخ beefcake عکس مرد خوش هيکل و لخت يا نيمه لخت sculpturesque شبيه مجسمه، ساخته شده بشکل مجسمه .، خوش هيکل personable خوش سيما، خوش ريخت، خوش هيکل upstanding مستقيم، قائم، سر راست sturdier ستبر، تنومند، قوي هيکل sturdiest ستبر، تنومند، قوي هيکل sturdy ستبر، تنومند، قوي هيکل