clear proof معنی فارسی بينه دليل واضح واژههای دیگر با معنی «بينه» clear evidence بينه، دليل واضح hale خوش بينه، دل زنده، زنده دل binet-simon scale مقياس بينه - سيمون stanford-binet intelligence scale مقياس هوشي استانفورد - بينه round timber چوب گرد، گرده بينه ocular witness گواه بچشم ديده، شاهد براي العين، دلبل هويدا able bodied توانا، نيرومند، قوي بنيه