دیکشنری فارسی

cleareyed

معنی فارسی

داراي چشم يا بينايي خوب، داراي چشمان تيز،

تيز چشم ،

بصير، بينا، خوش فهم، روشنبين، نيک بين

معنی کامل و مثال‌ها

/-īd´/adj.

دارای چشم یا بینایی خوب، دارای چشمان تیز، تیز چشم

بصیر، بینا، خوش فهم، روشن‌بین، نیک بین

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن